Edge
News & Events

خنده، پلی به سوی تندرستی
91/02/31


خنده مسری است! خنده از هر سرفه یا عطسه‌ای سریع‌تر منتشر می‌شود. خندیدن باعث افزایش شادمانی جمعی شده و افراد را به یكدیگر نزدیك‌تر می‌كند.

علاوه بر آن، خندیدن باعث تغییرات فیزیكی مفیدی در بدن می‌شود. مثلا می‌تواند سیستم ایمنی بدن را تقویت كند، انرژی را افزایش دهد، درد را كمتر كند و از شما در برابر استرس و نگرانی محافظت نماید.

از همه بهتر این‌كه این داروی رایگان باعث شادمانی شما می‌شود و استفاده از آن راحت است به شرطی كه راه به دست آوردن آن را بلد باشید.

با هم بخندیم

خندیدن دسته‌جمعی راه مناسبی برای حفظ سلامت اجتماعی است. خندیدن گروهی موجب تحكیم روابط بین فردی شده، طراوت و شادابی را وارد جمع می‌كند و اختلافات را به حداقل می‌رساند.

خنده در روابط بین فردی باعث می‌شود كمتر به مشكلاتتان توجه كنید و انتقادها، نكوهش‌ها و تردیدها را به دست فراموشی بسپارید.

برای خندیدن دسته‌جمعی می‌توانید از روش‌های زیر استفاده كنید: تماشای فیلم كمدی از تلویزیون یا رفتن به سینما، رفتن به یك تئاتر طنز، خواندن مجلات طنز، همنشینی با افراد شوخ‌طبع، لطیفه تعریف كردن برای دیگران، برگزاری مهمانی با دوستان، بازی كردن با فرزندان، فعالیت ورزشی گروهی مانند بولینگ، فوتبال دستی و...

چگونه شروع كنیم؟

یادتان باشد هیچ وقت برای شاد كردن زندگی دیر نیست. برای شروع می‌توانید زمان خاصی را به خنده و نشاط اختصاص دهید. به مرور خنده و شادی در جنبه‌های مختلف زندگی شما رسوخ می‌كند و شما آن را در فعالیت‌های طبیعی روزانه مشاهده خواهید كرد.

می‌توانید این پیشنهادها را مدنظر قرار دهید:

لبخند بزنید. لبخند شروع خندیدن است. متخصصان خنده‌درمانی بر این باورند كه حتی بدون تجربه یك موقعیت خنده‌دار هم می‌توان خندید یا لبخند زد.

وقتی به فرد یا چیز خوشایندی نگاه می‌كنید، لبخند زدن را تمرین كنید. نكات مثبت را بشمارید. فهرستی از چیزهای خوبی كه در زندگی دارید، تهیه كنید.

این كار شما را از افكار منفی ـ كه راه رسیدن به شادی را سد كرده‌اند ـ دور می‌كند. وقتی ناراحت باشید، باید راه طولانی‌تری را برای رسیدن به شادابی طی كنید.

خنده را دنبال كنید. وقتی دیدید عده‌ای مشغول خندیدن هستند، شما هم به آنها بپیوندید و در شادی آنها شریك شوید. با افراد شوخ‌طبع رفت و آمد داشته باشید.

برخی از افراد راحت‌تر به خنده می‌آیند و در هر چیز به دنبال نكته طنز می‌گردند. همنشینی با این افراد می‌تواند باعث انتقال خنده آنها برلبان شما شود.

در صحبت‌های روزانه به موضوعات خنده‌دار بپردازید مثلا از همكاران خود بپرسید خنده‌دارترین چیزی كه امروز برایتان اتفاق افتاد، چه بود؟

یكی از خصوصیات مهمی كه به شما كمك می‌كند تا بیشتر بخندید، این است كه زیاد خودتان را جدی نگیرید.

برخی از وقایع، ناراحت‌كننده و برای خنده مناسب نیست؛ اما بیشتر وقایع جدی در گروه وقایع معمولی روزمره قرار می‌گیرد و این فرصت را به شما می‌دهد كه لبخند بزنید یا نه.

راه‌های مختلفی برای نگرش راحت به زندگی و سخت نگرفتن وجود دارد. به عنوان مثال سعی كنید به خودتان بخندید! منظور این است كه رفتارهای خنده‌دارتان را تعریف كنید، این كار باعث می‌شود خودتان را كمتر جدی بگیرید. در موقعیت‌های دشوار به دنبال نكته طنزی بگردید و از آن در جهت تغییر غصه به شادی استفاده كنید.

این كار باعث بهتر شدن خلق شما و اطرافیان می‌شود. در اطرافتان از یادآورهای شادمانی استفاده كنید.

مثلا روی میزتان یك اسباب‌بازی بگذارید، داخل ماشین عروسك قرار دهید، یا یك پوستر خنده‌دار در محل كارتان بچسبانید یا از محافظ صفحه نمایش رایانه خنده‌دار استفاده كنید حتی یك عكس دسته‌جمعی از شما هنگامی كه یادآور خاطره خوشی باشد، می‌تواند به شما كمك كند تا خندیدن را فراموش نكنید.

استرس، مانع بزرگی برای خندیدن است. سعی كنید راهی برای فرار از استرس پیدا كنید.

وقتی با مشكل ناگواری مواجه می‌شوید، سعی كنید ابتدا به این سوال‌ها پاسخ دهید: آیا واقعا ارزش عصبانی‌شدن را دارد؟ آیا ارزش ناراحت كردن دیگران را دارد؟ آیا این مساله پراهمیت است؟ آیا واقعا این مشكل ناگوار است؟ آیا موقعیت موجود غیرقابل برطرف شدن است؟ آیا این مساله مشكل من است؟ توانایی خندیدن، بازی كردن و لذت بردن همراه با دیگران نه‌تنها به زندگی شادابی می‌بخشد بلكه به شما در حل مشكلات و حل شدن به دیگران و خلاقیت بیشتر كمك می‌كند.

تكنیك‌های كاهش استرس

برای آن‌كه بتوانید بخندید، باید از استرس دور باشید. اما چگونه می‌توان از استرس‌های روزانه كم كرد؟ یكی از راه‌ها این است كه فهرستی برای فعالیت‌های روزمره داشته باشید.

كارهای خود را برنامه‌ریزی كنید و بدانید كه باید به چه چیزهایی دست یابید. زمان مشخصی برای هر یك از كارها در نظر بگیرید و واقع‌گرا باشید.

سعی كنید برنامه شما فشرده نباشد. خوبی این كار آن است كه وقتی یكی از كارها را انجام می‌دهید و بعد آن را از فهرست خود حذف می‌كنید، استرس شما كمتر می‌شود.

بعضی از اوقات فكر می‌كنید انجام چند كار همزمان باعث صرفه‌جویی در وقت می‌شود، اما لزوما این طور نیست. به دست گرفتن چند كار همزمان باعث افزایش استرس شده و رشته امور را از دست شما خارج می‌سازد و مجبور می‌شوید برای آن‌كه كار مورد نظر را درست انجام دهید، زمان بیشتری صرف كنید.

برای انجام یك فعالیت پیچیده بهتر است آن را به فعالیت‌های كوچك‌تر تقسیم كنید كه انجام آنها آسان‌تر است و می‌توانید به نوبت آنها را انجام دهید و قدم به قدم به سمت هدف نهایی حركت كنید.

اختصاص زمانی برای استراحت در جریان فعالیت‌های روزانه می‌تواند از استرس شما بكاهد و تمركز شما را تجدید كند. در زمان استراحت می‌توانید از نرمش‌های آرام سازی، یوگا یا تمركزگیری در محیط ساكت (مدیتیشن) استفاده كنید. اگر هوا خوب است، می‌توانید مدتی را به قدم زدن سپری كنید.

یكی دیگر از راه‌های كاهش استرس این است كه دوستانی پیدا كنید كه بتوانید در فعالیت‌های دسته‌جمعی در كنار هم باشید.

تقسیم كار و گفت‌وگو با دیگران، راه خوبی برای كم كردن استرس است. همچنین در این هنگام انجام همه كارها به‌تنهایی بر دوش شما نیست و می‌توانید از دوستانتان هم كمك بگیرید. استفاده از نظر دیگران در انجام بهتر كارهایتان موثر است

.فراموش نكنید كه رمز موفقیت در داشتن زندگی سالم و لذت‌بخش این است كه نگرش مثبتی به زندگی داشته باشید و دشواری‌ها را از زاویه دیگری ببینید و وقایع بی‌اهمیت را بزرگ جلوه ندهید.

هنر در این است كه هنگام مقابله با مشكلات بدون عصبانیت و با تكیه بر توانایی‌های مثبتی كه دارید، از كنار آنها عبور كنید.

اگر بار اول موفق نشدید، ناامید نشوید. به یاد داشته باشید لبخند زدن ساده‌تر از آن است كه فكرش را می‌كنید، فقط كافی است تمرین كنید!

خنده، پلی به سوی تندرستی

خندیدن پادزهر استرس، درد و عصبانیت است. هیچ چیزی نیست كه به این سرعت ذهن و بدن شما را به حالت تعادل بازگرداند.

با این همه توانایی ترمیمی موجود در خنده، توانایی آسان خندیدن و تداوم آن مشكل عمده‌ای است كه پیدا كردن كلید آن نیازمند آگاهی و تغییر رویه زندگی است.

خنده بدن را به حالت آرامش درمی‌آورد و تنش و استرس را از آن می‌زداید و تا 45 دقیقه ماهیچه‌ها را در حالت آرامش حفظ می‌كند.

خنده، هورمون‌های استرس‌زا را كم كرده و سلول‌های ایمنی و پادتن‌های مبارزه كننده با عفونت‌ها را افزایش می‌دهد بنابراین مقاومت شما در برابر بیماری‌ها افزایش می‌یابد.

خندیدن باعث آزادسازی اندروفین‌ها می‌شود كه موجب احساس خوشایند سرخوشی و كاهش دردها می‌شود. از همه بهتر، خنده عملكرد عروق خونی را بهتر می‌كند و جریان خون را افزایش می‌دهد كه می‌تواند شما را از خطر سكته قلبی و سایر مشكلات قلبی ـ عروقی در امان نگه دارد.

منبع: جام جم آنلاین


33 سالگی، سن خوشبختی
91/02/31


سلامت نیوز: آیا باید 33 ساله بود تا واقعا احساس خوشبختی كرد؟ یك تحقیق چنین چیزی را نشان می دهد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از جام جم آنلاین، معمولا گفته می شود خوشبختی سن و سال نمی شناسد. اما یك تحقیق انگلیسی ها تلاش كرده تا خلاف این گفته را ثابت كند.

سایت فریندز یونایتد در این رابطه از انگلیسی های 40 سال به بالا سوال كرده است. در میان پرسش شوندگان 70 درصد گفته اند پس از پشت سر گذاشتن 33 سالگی دیگر واقعا احساس خوشبختی نكرده اند. دوره ای كه به مراتب شادتر از دوره نوجوانی ، كودكی یا دوره دانشجویی شان بوده است.

16 درصد دوره نوجوانی و كودكی را بهترین دوره زندگی خود دانسته و 6 درصد گفته اند دوره دانشجویی شادترین زمان آنها بوده است.

به این ترتیب به نظر می رسد كه 33 سالگی سن ایده‌آل برای زندگی شخصی و حرفه ای انسان باشد. در واقع، اوان 30 سالگی دوره یك خودمختاری جدید و استقلال مالی است و در عین حال سنی است كه به طور كلی در آن تصمیمات و انتخاب های اصلی زندگی صورت می گیرند.

دانا داوسون، روانشناس توضیح می دهد: در 30 سالگی معصومیت از بین رفته است، اما ما حس واقع گرایی را حفظ می كنیم و یك احساس امید قوی در ما وجود دارد ، همین طور حس مبارزه و ما شدیدا به توانایی ها و قابلیت های خود معتقد هستیم. در این سن هنوز بدبینی و احساس خستگی كه در سال های آتی در پیش هستند ، در ما وجود ندارند.

نگرانی، عامل تشدید سندروم روده تحریک پذیر در ۷ میلیون ایرانی است
91/02/30


سلامت نیوز : فرهاد واحدی در گفت‌و‌گو با فارس در مورد سندرم روده تحریک پذیر و علائم آن خاطرنشان کرد: سندرم روده تحریک پذیر بیماری نیست بلکه مجموعه‌ای از علائم است که بیشتر در زنان و سنین پایین دیده می‌شود و تقریباً 10 درصد جمعیت کشور با این سندرم درگیرند.

به گفته این فوق تخصص گوارش 70 افرادی که به پزشکان برای درمان این مشکل مراجعه می‌کند به درصد خفیف آن مبتلا هستند.واحدی تغییر شکل و نحوه دفع مدفوع، نفخ و درد شکم را از جمله علائم سندرم روده تحریک پذیر(IBS) عنوان کرد و گفت: همه اینها در حالی است که وقتی معاینات و کارهای تشخیصی انجام می شود هیچ یک از اعضای گوارشی فرد علائم مشخصه‌ای مانند عفونت یا زخم نداشته و سالم است.عضو هیئت علمی علوم پزشکی تهران معاینه کامل بیمار و گرفتن شرح حال کامل وی را در تشخیص سندرم روده تحریک پذیر مهم دانست و گفت: اینکه به بیمار اطمینان دهید که بیماری خاص گوارشی مانند سرطان ندارد 50 درصد درمان می‌شود اما نگرانی به این قضیه دامن می‌زند.وی در پاسخ به اینکه گفته می‌شود استرس‌های تکان دهنده و شدید می‌تواند به یک مرتبه عامل ایجاد سندرم روده تحریک پذیر باشد گفت: تئوری‌های زیادی راجع به منشأ ایجاد این مشکل مطرح است ولی ژنتیک، میکروب‌های داخل روده و ارتباط بین مغز و میکروب های داخل روده در این امر دخیل هستند.واحدی تاکید کرد: اغلب افرادی که از بیماری شکایت دارند دچار افسردگی یا اضطراب هستند و به مواد غذایی خاص مانند قند موجود در شیر و خامه حساسیت دارند که با خوردن این مواد بلافاصله نفخ می‌کنند.این فوق تخصص گوارش استفاده از چای پررنگ، قهوه و نوشابه را برای این دسته افراد نامناسب دانست.


ترمز عصبانیت را بكشید
91/02/30


تا به حال چهره خود را وقتی كه عصبانی هستید تصور كرده اید؟!كاش می‌شد اطرافیانتان،آن لحظه از شما واین‌كه چه شكلی می‌شوید، عكس می‌گرفتند تا كمی بعد به همان عكس بخندید.

عصبانیت می‌تواند دلایل بسیاری داشته باشد؛ دلایل درونی و بیرونی. مثلا از دست كسی عصبانی می‌شویم. او كاری كرده است كه قادر به تحمل آن نبوده‌ایم.

گاهی اوقات هم از دست خودمان عصبانی می‌شویم! به دلیل اشتباهاتی كه كرده‌ایم‌ یا شاید از قد و قیافه خودمان راضی نیستیم.

همین باعث می‌شود كه عصبانی شویم. یاد‌آوری حوادث تلخ هم از دیگر دلایل است. ‌یكی سرخ می‌شود، یكی چشم‌هایش از حدقه بیرون می‌زند، دیگری لب‌هایش را گاز می‌گیرد و بعضی‌ها هم فریاد می‌زنند. از دیگر نشانه‌ها هم می‌تواند ابروان پایین افتاده و در هم كشیده یا گشاد شدن سوراخ‌های بینی باشد.

عصبانیت یك حالت هیجانی شدید یا خفیف است. همچنین موجب تغییرات فیزیولوژیكی در بدن ما می‌شود. مثل افزایش فشار خون، تند شدن ضربان قلب و تنفس و افزایش میزان تولید انرژی.

وقتی به هر دلیلی عصبانی می‌شویم، اولین كاری كه از دستمان بر می‌آید پرخاشگریست؛ پرخاشگری نسبت به كسی یا چیزی كه ما را عصبانی كرده است.

در واقع عصبانیت، رفتار و احساسات ما را تحریك می‌كند تا در مقابل آن چیزی كه ما را به خشم آورده است، دفاع كنیم یا با او بجنگیم.

كار دیگری كه شاید انجام دهیم، سركوب احساس خشم است. سركوب عصبانیت مقابل احساس ابراز قرار می‌گیرد. البته ابرازكردن همیشه به روش‌های پرخاشگرانه هم نیست.

گاهی اوقات در مقابل احساسی كه داریم سكوت می‌كنیم و تا آنجا كه از دستمان بر می‌آید آن را مخفی می‌كنیم. اما اگر شدت احساساتمان زیاد باشد وبه مرز انفجار برسیم و از طرف دیگر خود را مجبور به سكوت كنیم، باعث بالا رفتن فشارخون، افسردگی و حتی سكته می‌شود.

ناكام نباشیم

یك باور فرهنگی هست مبنی بر این كه هر مشكلی راه‌حلی دارد، ‌ اما گاهی اوقات نمی‌توانیم راه‌حل را پیدا كنیم. همیشه هم بهترین كار یافتن راه‌حل نیست، بلكه بهتر است بدانیم چگونه با مساله روبه‌رو شویم‌ و در صورت عصبانیت یاد بگیریم كه چگونه رفتار‌های خود را كنترل كنیم و عصبانیت‌مان را كم كنیم و آن را به روشی مناسب نشان دهیم.

شاید بهترین روش این باشد كه سعی كنیم آرامش را به خودمان برگردانیم. یعنی خودمان را آرام كنیم. یعنی یك نفس عمیق!با این كار می‌توانیم پاسخ‌های درونی خودمان را هم مهار كنیم. یا این‌كه بخندیم!خنده بر هر درد بی درمان دواست!خنده اینجا نیز میتواند در كاهش عصبانیت موثر باشد. اگر هم عوامل محیطی آزارمان داده بهتر است آن محیط را ترك كنیم.

جالب است بدانید عصبانیت علامت بین‌المللی هم دارد. نشان دادن دندان‌ها و فشار دادن آنها علامت خشم است.

افرادی كه زود عصبانی می‌شوند احتمال دارد كه متعلق به خانواده‌های آشفته و از هم گسیخته باشند. دلایل فیزیكی هم بی‌تاثیر نیست. بعضی از بچه‌ها از بدو تولد كج خلق‌تر و بداخلاق‌ترند.

اگر فكر می‌كنید كه نباید هیچ وقت عصبانی شوید اشتباه می‌كنید. هیچ كس نمی‌تواند از عصبانیت خلاص شود ‌یا از آن دوری كند. همیشه كسانی هستند كه ما را عصبانی كنند یا اتفاقاتی كه در اطراف ما می‌افتد باعث عصبانیت ما می‌شود. این احساس هم مانند حالت‌های هیجانی دیگر گاهی اوقات لازم است.

البته فقط گاهی اوقات، كاش هر انسانی یك ترمز برای عصبانیتش داشت تا هر وقت می‌خواست عصبانیتش را نگه دارد و گاهی اوقات هم گازش را بگیرد و برود!

منبع: جام جم آنلاین


آیا همیشه باید نقاشی کودکان را تحسین کرد؟
91/02/27


چند سوال رایج والدین در مورد نقاشی‌های کودکان

نقاشی کودکان نه تنها برای آنها یک نوع لذت و بازی است، بلکه می‌تواند به والدین در دیدن و شناختن دنیای درونی آنها کمک کند. البته نقاشی نکشیدن یک کودک یا تمایل کم او به این کار به این معنی نیست که تخیل ضعیفی دارد. بسیارند کودکانی که از طرق دیگر غیر از نقاشی دنیای خود را به شما نشان می‌دهند.
نقاشی کشیدن کودکان نشانه رشد آنهاست. نقاشی تمام کودکان زیباست گرچه ممکن است نقاشی یک کودک با هارمونی و دیگر از روی بی‌دقتی باشد.

توصیه روان‌شناسان به شما این است که همیشه با گفتن این جمله که چه نقاشی زیبایی، کودک‌تان را تشویق کنید اما به او دروغ نگویید زیرا کودکان می‌توانند متوجه تشویق بی‌جا شوند.

نظر خود را صادقانه در مورد انتخاب رنگ‌ها و محل قرار گرفتن آدم‌ها و اشیا بیان کنید و به او بگویید که می‌تواند بهتر نقاشی کند.

آیا باید نقاشی کودکان را نگه داشت؟
وقتی کودکی نقاشی می‌کشد و آن را به شما می‌دهد یعنی کادویی به شما تقدیم کرده که بابت آن تلاش بسیار کرده است. پس کادوی او را دور نیندازید یا حداقل همان لحظه این کار را نکنید. معمولا کودکان از تماشای نقاشی‌های یکی دو سال قبل خود بسیار ذوق‌زده می‌شوند و این کار آنها را تشویق به ادامه کار و بهبود هنرشان می‌کند.

آیا می‌توان نقاشی کودکان را نقد کرد؟
نقاشی‌ها تولیدات آنی هستند. به همین دلیل تفسیر آنها آن هم توسط انسان‌های بالغی که دیدشان به واسطه ترس‌ها و پروژه‌های روزانه تغییر کرده بی‌فایده است. نقاشی‌ها تنها گویای شخصیت در حال ساخت کودک هستند. مثلا اگر کودکی 2 درخت تنومند را در کنار دو نهال به تصویر می‌کشد ممکن است بخواهد خانواده‌ای را ترسیم کند. توصیه ما به شما این است که نقاشی‌ها را نقد نکنید بلکه از خود کودک بخواهید آنچه را ترسیم کرده برای شما تعریف کند و قضاوت را به گفته‌های او بسپارید.

اینکه کودکی همیشه تصویر یک چیز را بکشد طبیعی است؟
برخی کودکان تنها به خانه کشیدن یا کشیدن درخت علاقه دارند. دلیل این امر آن است که آنها تنها به مسایل روزانه یا علایق خود دارند فکر می‌کنند. تکرار یک نقاشی کار غیرطبیعی نیست. اتفاقا این کار سبب افزایش مهارت در آنها می‌شود. اما اگر کودک‌تان مرتبا تصویر سیاه و ناخوشایند را به تصویر می‌کشد و این نقاشی‌ها با علایم دیگر مثل بروز مشکل در مدرسه یا خانه همراه است باید با یک روان‌شناس در مورد آ‌نها صحبت کنید.

آیا دستکاری در نقاشی‌های آنها کار صحیحی است؟
نقاشی‌های کودکان معمولا کمی دور از حقیقت است. ممکن است آدمک نقاشی او 4 انگشت و خورشیدش قرمز باشد. دلیل آن هم این است که کودکان آنچه را می‌دانند می‌کشند نه آنچه را می‌بینند. برای آنها خانه همیشه سقف تیز مثلثی دارد. سعی نکنید حقیقت را به آنها بفهمانید. دست‌شان را آزاد بگذارید تا آنچه را می‌خواهند بکشند. اگر خودشان موافق‌اند شما می‌توانید به نقاشی آنها گل یا خانه بیفزایید. اگر بخواهید حقیقت را به آنها نشان دهید ممکن است از نقاشی زده شوند.

منبع: رسانه کودک


دروغ های رایج بین زوج های جوان
91/02/27

در یک تحقیق روان شناسی مشخص شده است که معمولا زوج های جوان دروغ های مشخص و مشهوری را به دیگری بروز می دهند . اگر یک خانم در طی روز دو مرتبه دروغ می گوید این نسبت در آقایان چهار بار در روز است .

آیا می دانید به چه دلیل زوج های جوان تمایل به گفتن دروغ به دیگری را دارند؟ در جدیدترین تحقیق روان شناسان مشخص شده است که آقایان در روابط بعد از ازدواجشان بیش از خانم ها دروغ می گویند .
اگر یک خانم در طی روز دو مرتبه دروغ می گوید این نسبت در آقایان چهار بار در روز است . بیش از هشتاد و دو درصد خانم ها بعد از دروغ هایی که گفته اند احساس ندامت و پشیمانی دارند اما این درصد در آقایان زیر هفتاد درصد است .

اکنون به این دروغ ها می پردازیم :
1 - خانم ها نیز همانند آقایان مایل به مخفی کردن احساسات درونی شان هستند و زمانی که ناراحت هستند و از آنها دلیل را جویا شوید می گویند موضوع خاصی نسیت تنها حوصله ندارند یا اینکه سرشان درد می کند .
چرا همه دردها و احساسات را در خود می ریزد ، با همسرتان مطرح کنید تا بتوانید ساده تر با این موضوع کنار بیاید .

2 - آقایان اگر نخواهند موضوعی را بگویند معمولا اینقدر دروغ می گویند و همه چیز را به هم می بافند که همسرشان سوالی را که پرسیده بود فراموش می کند .
بهتر نیست به جای مخفی کاری ، موضوعی را که باعث آزار شما شده است را با همسرتان در میان بگذارید .

3 - خانم ها گاهی شیطنت می کنند و مقداری پول از کیف جیبی همسرشان بر می دارند . زمانی که همسرشان می گوید پول از کیف پول من برداشتی ؟ با قطعیت کامل و مصرانه این موضوع را نهی می کنند و می گویند حتما گم کرده ای یا چیزی خریده ای که فراموش کرده ای و از این نوع پاسخ ها .
اما بهتر است به این موضوع اعتراف کنید و به همسرتان بگوئید مقدار پولی که به شما می دهد کم است و نیاز به پول بیشتری دارید به جای اینکه همسرتان را به خودتان مشکوک کنید.

4 - آقایان هنگامی که در مکانی هستند و نمی خواهند که همسرشان متوجه شود کجا هستند ، همیشه موبایل خود را از دسترس خارج می کنند یا اینکه هنگامی که همسرشان تماس می گیرد می گویند که " گوشیم آنتن نمی ده ... چی ... الو .. " و بلافاصله تلفن را به همسرشان قطع می کنند .
آیا می دانید این رفتار شما ، برای رابطه زناشویی تان یک سم است ؟ و فقط باعث می شود که همسرتان به شما مشکوک شود و زندگی تان تا مرز طلاق پیش رود .

5 - خانم ها خواسته های فراتر از توان و قدرت اقتصادی همسرشان دارند و باعث می شوند که همسرانشان به آنها دروغ بگویند .
به کرات دیده و شنیده ایم که طلا یا جواهراتی که داماد به عروس هدیه داده است ، تقلبی بوده اند یا به قیمتی که داماد مدعی بوده است ، خریداری نشده اند . چرا داماد باید همچین دروغی را مطرح کند ؟ زیرا خواسته های عروس بسیار بالاست .
پس اگر می خواهید از همسرتان دروغی نشنوید توصیه می کنیم خواسته های خود را تا حد و سطح اقتصادی او کاهش دهید .

6 - درمورد آقایان : خانه تان پر از مهمان است اما مهمان هایی که شما دوست ندارید و تمایل دارید که دیرتر به منزل برسید ، بهانه های مختلفی را بیان می کنید ، جلسه کاری پیش آمد ، در ترافیک ماندم و ....
به جای بهانه های مختلف، خیلی صریح به همسرتان بگویید به دلیل اینکه به دیدن این افراد تمایلی ندارید پس دیرتر به منزل برمیگردید .

7 - خانم ها تا کوچکترین مخالفتی از جانب همسرشان می بینند خودشان را به مریض بودند می دهند ، " وای میگرنم شروع شده ، وای سرم داره گیج داره ، فشارم افتاد و .... "
تا چه زمانی می خواهید به این نقش بازی کردن های ادامه بدهید ، گفتگو مصالحه آمیز بیش از هر حرکتی پاسخ می دهد .

8 - هنگامی که خانم ها خرید های گران قیمتی را انجام می دهند و برای اینکه همسرشان با آنها مخالفتی نکند می گویند : " این بلوز را تازه در حراج این مغازه خریدم ، قبلا گرون تر بود ، .....
به همسرتان بگویید با وجود اینکه قیمت بالایی داشت ولی به دلیل اینکه دوست داشتم این بلوز را داشته باشم ، خریدم .

در انتها به تمام زوج های جوان توصیه می کنیم از دروغ گفتن به یکدیگر بپرهیزند زیرا هیچ صحبت و کلامی مانند دروغ شما را به دیگری بدبین نمی کند ، گاهی شک ها ، ظن ها شما را تا مرز طلاق سوق می دهد .

منبع: سیمرغ


مقابله با 10عاملی که تمرکز شما را بر هم می‌زنند
91/02/25


پاسخگویی به تمامی تماس‌های تلفن همراه علاوه براینکه بخشی از زمان کاری را اشغال می‌کند، سرعت ‌عمل و چابکی شما را هم کاهش می‌دهد.

این اتفاق برای خیلی از ما افتاده است؛ کاغذی را به دست گرفته‌ایم و مثلا در حال خواندن آن هستیم ولی با شنیدن صدایی ناگهان به خود می‌آییم و می‌فهمیم که 01دقیقه است فقط در حال نگاه کردن به کاغذیم و چنان غرق در افکار خود بوده‌ایم که حتی یک سطر از آن را نخوانده‌ایم. تمرکز، عامل بسیار مهمی برای ارتقای سطح کیفیت کار محسوب می‌شود اما متاسفانه امروزه عوامل زیادی در کمین نشسته‌اند تا تمرکز ما را بر ‌هم بزنند. برای مقابله با برخی از این عوامل، راهکارهای ساده‌ای وجود دارد که در ادامه می‌خوانیم.

وسایل ارتباطی
این روزها ارتباط با دوستان در محل کار با استفاده از وسایل ارتباطی، رواج زیادی دارد. هربار که این ارتباط‌های اجتماعی شکل می‌‌گیرد حلقه‌ای جدید به زنجیره‌ افکار شما اضافه می‌شود و برای بازگشت به کار و تمرکز دوباره، دچار مشکل می‌شوید. حتی‌الامکان زمانی که در حال انجام کار هستید به این فضاهای ارتباطی وارد نشوید و استفاده از آنها را به زمان استراحت موکول کنید؛ برای مثال اگر قرار باشد لحظه به لحظه آن‌لاین باشید و همه ای‌میل‌های دریافتی خود را در محل کار بخوانید پیشرفت چندانی در کارتان نخواهید داشت.

زمان‌های خاصی را به چک کردن ای‌میل اختصاص دهید. بقیه روز هم از فضای ای‌میلتان بیرون بیایید. پاسخگویی به تمامی تماس‌های تلفن همراه علاوه براینکه بخشی از زمان کاری را اشغال می‌کند، سرعت ‌عمل و چابکی شما را هم کاهش می‌دهد. اگر درحال بررسی و انجام پروژه مهمی هستید، می‌توانید گوشی خود را در حالت بی‌صدا قرار دهید یا از صندوق پیام‌های صوتی استفاده کنید.

کارهای همزمان
اگر به‌راحتی می‌توانید چند کار را به‌طور همزمان انجام دهید ممکن است احساس خوبی به شما دست دهد که با صرف زمان کمتر قادر به انجام کارهای بیشتری هستید اما پژوهشگران بر این باورند زمانی که از یک کار دست می‌کشید و به کار دیگری می‌پردازید، بخشی از زمان شما بیهوده تلف می‌شود.

گاهی اوقات انجام سه کار به طور همزمان در مقایسه با موقعیتی که این سه‌کار را یکی پس از دیگری انجام می‌دهید، زمان بیشتری را طلب می‌کند. تا جایی که امکان دارد در یک برهه‌زمانی خاص فقط یک کار را انجام دهید؛ به‌خصوص در مورد کارهایی که اولویت بالایی دارند این مساله اهمیت بیشتری دارد.

کارهای کسالت‌آور
فعالیت‌های کسالت‌آور می‌توانند توجه و تمرکز شما را به مسائل اطراف جلب کنند. بدین معنا که در طول انجام این‌گونه کارها ممکن است تلفن، اینترنت یا حتی خاکی که روی میز کارتان دیده می‌شود، تمرکزتان را به‌هم بزند. بهتر است پس از صرف یک بازه‌ زمانی خاص، حدود 10 دقیقه وقت استراحت درنظر بگیرید.
کمی قدم بزنید یا نوشیدنی یا خوراکی محبوبتان را نوش‌جان فرمایید. همچنین می‌توانید در زمان انجام چنین کارهایی رادیو یا موسیقی گوش کنید.


خستگی
حتی اگر عوامل زیادی در اطراف شما نباشد که بتوانند تمرکزتان را برهم ‌‌بزنند، خستگی به تنهایی به جنگ تمرکز می‌رود. مطالعات حاکی از آن است کم‌خوابی موجب کاهش تمرکز و تضعیف حافظه کوتاه‌مدت فرد می‌شود. در طول شبانه‌روز یک فرد بالغ به هفت تا نه ساعت خواب نیاز دارد. بهتر است به جای شب‌زنده‌داری‌های بی‌هدف خواب کافی داشته باشید. در ضمن دقت کنید در چه زمان‌هایی از شبانه‌روز هوشیاری بیشتری دارید و درست در همان بازه‌ها فعالیت‌های مهم‌تان را انجام دهید.

گرسنگی
به ‌موقع و به‌ اندازه بخورید و بیاشامید تا مغزتان به‌درستی تمرکز کند. این حساسیت در مورد صبحانه دوچندان می‌شود. حذف وعده‌های غذایی از عوامل بسیار مهم تضعیف حافظه کوتاه‌مدت و از بین ‌رفتن تمرکز است. خوردن صبحانه، مصرف خوراکی‌هایی چون پنیر و بادام که سرشار از پروتئین هستند، حذف کربوهیدرات‌های ساده مانند انواع شکلات و پاستا و جایگزین کردن آنها با کربوهیدرات‌های پیچیده مانند غلات سبوسدار، به معنای وصل‌شدن به یک منبع غنی انرژی و وداع با گرسنگی است.

افکار آزاردهنده
زمانی که ذهن شما درگیر افکار ریز و درشت زندگی است بسیار دشوار است که بتوانید روی کارتان تمرکز کنید. به‌جای اینکه هرچند دقیقه از کارتان دست بکشید و به موضوعات مختلفی که پرونده آنها در ذهن یا زندگی شما باز مانده‌اند، بپردازید، آنها را روی کاغذ لیست کنید و زمان خاصی را برای بررسی آنان درنظر بگیرید.

استرس
اگر احساس کنید کارهای زیادی برای انجام‌دادن دارید به سختی می‌توانید روی تک‌تک کارها تمرکز داشته باشید. در این موقعیت، استرس وضعیت را بدتر می‌کند. استرس ممکن است تا آنجا پیش رود که شانه‌هایتان بگیرد، قلبتان تند بزند یا سرتان درد بگیرد و وجود همه یا حتی یکی از اینها یعنی خداحافظ تمرکز! مدیتیشن یکی از روش‌های کاهش استرس است.

افسردگی
بسیاری از مردم تصور می‌کنند که غمگین ‌بودن از مهم‌ترین نشانه‌های افسردگی است اما تحقیقات ثابت کرده‌اند اختلال در تمرکز را باید یکی از شایع‌ترین نشانه‌های افسردگی دانست. اگر به‌سختی می‌توانید تمرکز کنید و احساس پوچی، ناامیدی یا بی‌تفاوتی می‌کنید شاید دچار افسردگی شده باشید.‌ اگر احساس افسردگی می‌کنید به یک روانپزشک یا مشاور مراجعه کنید.

داروها
مصرف برخی از داروها در قدرت تمرکز فرد اختلال ایجاد می‌کنند. اگر احساس می‌کنید داروهایی که مصرف می‌کنید تمرکز شما را تحت تاثیر قرار داده‌اند مشکلاتتان را با پزشک معالج خود درمیان بگذارید.

بیش‌فعالی
هر چند بیش‌فعالی در کودکان شایع‌تر است ولی این مشکل منحصر به بچه‌ها نیست و بزرگسالان هم ممکن است دچار این مشکل باشند. شایع‌ترین نشانه‌های بیش‌فعالی، کم‌توجهی و بروز مشکلاتی در توانایی تمرکز بر کارهاست. اگر همیشه تمرکز کردن برای شما فرایندی دشوار محسوب می‌شود و مانند یک بچه کم‌توجه هستید، می‌توانید این موضوع را با یک پزشک یا مشاور درمیان بگذارید. روش‌های زیادی برای کنترل این شرایط وجود دارد.


تمرکز و وسایل ارتباطی
این روزها ارتباط با دوستان در محل کار با استفاده از وسایل ارتباطی، رواج زیادی دارد. هربار که این ارتباط‌های اجتماعی شکل می‌‌گیرد حلقه‌ای جدید به زنجیره‌ افکار شما اضافه می‌شود و برای بازگشت به کار و تمرکز دوباره، دچار مشکل می‌شوید. حتی‌الامکان زمانی که در حال انجام کار هستید به این فضاهای ارتباطی وارد نشوید و استفاده از آنها را به زمان استراحت موکول کنید.

منبع: همشهری تندرستی


چه وقت باید تسلیم شویم؟
91/02/24


شاید فکر کنید که منظور ما از "چه وقت باید تسلیم شویم" چیست. با خودتان می‌گویید که هیچوقت ناامید نخواهید شد! بااینکه خود ما همیشه شما را به تلاش بی‌وقفه دوری از دلسردی و ناامیدی تشویق می‌کنیم اما در زندگی همه آدمها زمان‌هایی پیش می‌آید که بهتر است تسلیم شوند. نادان کسی است که انجام کاری را ادامه می‌دهد و نمی‌داند کی باید از آن دست بکشد حتی اگر کاری که انجام می‌دهد اشتباه باشد.

اگر تسلیم شوید، یک شکست‌خورده خواهید بود؟ این به کاری بستگی دارد که می‌خواهید از آن دست بکشید. درمورد ترک کردن عادات بد صحبت نمی‌کنیم. منظورمان کنار کشیدن از پیگیری یک هدف است. مطمئنم شنیده‌اید که برای موفق شدن باید پشتکار داشته باشید، بجنگید و هر زمان زمین خوردید بلند شده و بایستید و تا آخر راه پیش روید. خود ما هزاران مرتبه در مقالات مختلف این حرف‌ها را زده‌ایم اما چرا الان می‌گوییم که گاهی‌اوقات کنار کشیدن و تسلیم شدن بهتر است؟ دلیل آن این است که در بعضی مواقع و موقعیت‌ها فقط زمانی می‌توانید پیش بروید که عقب‌گرد کنید.

گاهی‌اوقات شما زمان و انرژی زیادی را برای رسیدن به یک هدف صرف می‌کنید و یک روز متوجه می‌شوید راهی که انتخاب کرده بودید کاملاً اشتباه بوده است. اینکه می‌توانید همان نتیجه را با نصف آن زمان هم به دست آورید.

تصور کنید هدفتان کم کردن وزن بوده باشد. برای خودتان هدف تعیین می‌کنید که روزی 1000 درازنشست انجام دهید. بعد از یک ماه انجام این کار، می‌فهمید که به اندازه کافی منظم و دقیق بوده‌اید و توانسته‌اید تا آن روز روزی هزار درازنشست را بزنید اما خیلی به هدف اصلیتان که کم کردن وزن بوده، نزدیک نشده‌اید. به این می‌گویند متمرکز شدن روی هدف ثانویه که گاهی روش و راهکار اشتباهی برای رسیدن به هدف اصلی است.

گاهی اوقات ما آنقدر درگیر هدف ثانویه می‌شویم که تمرکزمان روی هدف اولیه و اصلی را از دست می‌دهیم. این مسئله را در فروشنده‌های زیاد می‌بینیم. هدف اصلی آنها پول درآوردن است اما معمولاً متوجه می‌شوند که تمرکز اصلیشان به دست آوردن یک مقام جدید در بخش فروش شرکت است و وقتی این اتفاق نمی‌افتد، احساس می‌کنند شکست خورده‌اند. هدف اصلی هیچوقت رسیدن به یک مقام جدید نبوده است؛ هدف پول درآوردن بوده است چه در این شرکت و چه در شرکتی دیگر.

آیا منطقی به نظر می‌رسد که یک فروشنده نتوانست به هدف خود که به دست آوردن یک مقدار مشخص پول بوده است، از کار خود بیرون بیاید؟ مطمئناً مدیرانش او را فردی نالایق و شکست‌خورده می‌بینند اما هدف او پول دراوردن است. اگر نتواند از طریق یک منبع دیگر به هدف خود برسد، آنوقت دست کشیدن از آن کار عاقلانه‌ترین و منطقی‌ترین کار ممکن است.

خوب کی وقت دست کشیدن و تسلیم شدن از یک کار است؟ وقتی کاری که انجام می‌دهید در راستای رسیدن به هدف اصلیتان بی‌معنا و بی‌ثمر باشد. گاهی‌اوقات دست کشیدن از آن کار و شروع یک راه تازه برای رسیدن به همان هدف عاقلانه‌تر به نظر می‌رسد.

بعضی افراد کل زندگیشان را در راهی برای رسیدن به هدفشان تلف می‌کنند و در آخر می‌فهمند که راه اشتباه را انتخاب کرده بودند. دست کشیدن از راهی که برای رسیدن به هدفتان انتخاب کرده بودید هیچ خجالتی ندارد به شرط اینکه همیشه رسیدن به هدفتان را در ذهن داشته باشید. ماندن در راهی که شما را به ناکحاآباد می‌رساند هیچ فایده‌ای ندارد.

زندگی را دوست داشته باشید، عمل نیک انجام دهید و خوب زندگی کنید.

منبع: مردمان

7 عادتی که برای موفقیت باید کنار بگذارید
91/02/23


همه ما خیلی وقت‌ها لیستی از کارهایی که باید انجام بدهیم آماده می‌کنیم. اما درمورد کارهایی که باید از آنها دست بکشیم چطور؟ افراد موفق کارهایی که در زیر عنوان می‌کنیم را انجام نمی‌دهند اما این احتمال وجود دارد که شما هنوز انجامشان می‌دهید. همین امروز تصمیم بگیرید و این کارها را به لیست کارهای کنارگذاشتنی اضافه کنید.

1. بهانه آوردن.
افراد موفق دیگران را مقصر نمی‌کنند و بهانه نمی‌آورند و از بدشانسی‌شان شکایت نمی‌کنند. آنها مسئولیت کامل زندگی خود را بر عهده می‌گیرند. آنها می‌دانند که موفقیت و شکست در دستان خود آنهاست. پس سعی نکنید خود را قربانی جلوه دهید یا بهانه‌ بیاورید.

2. بی مقصد پیش رفتن.
افراد موفق برنامه دارند. زندگی آنها جهت و مقصد دارد. هیچوقت بی اراده کاری نمی‌کنند و بی مقصد پیش نمی‌روند به امید اینکه بهترین‌ها برایشان اتفاق بیفتد. آنها برای خود هدف تعیین می‌کنند و بعد برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی می‌کنند. اگر شما از آن دسته آدمهای هرچه پیش آید خوش آید هستید، از این رویکرد دست بکشید و شروع به برنامه‌ریزی کنید.

3. تمام روز نشستن پای کامپیوتر (یا بدتر از آن تلویزیون).
درست است که کارهای مهم زیادی را می‌توانید پشت کامپیوتر انجام دهید اما نباید همه روزتان را به آن بگذرانید. بیرون رفته و با آدمها ملاقات کنید.

4. به تاخیر انداختن کارها.
تعویق در کارها دشمن موفقیت است. روی هدفتان تصمیم بگیرید، کارهایی که باید انجام دهید را لیست کرده، اولویت‌بندی نموده و آغاز به کار کنید.

5. فقط انجام کارهای ساده.
برای چه کارهایی بیشتر وقت می‌گذارید؟ کارهای مهم، فوری یا کارهای ساده روزانه؟ اگر بیشتر وقت خود را به کارهای جزئی و کم‌اهمیت می‌گذرانید، باید روند خود را تغییر دهید. باید اول روی کارهای مهمتر تمرکز کنید، کارهایی که شما را به سمت هدفتان پیش می‌برند. تا جاییکه می‌توانید کارها و فعالیت‌های بی‌ارزش را نادیده بگیرید.

6. نشستن در جلسات بیهوده.
آیا در محل‌کار وقتتان را در جلسات بی‌ارزش تلف می‌کنید؟ خیلی از کارمندان شرکت‌ها این وضعیت را دارند. هر جلسه‌ای باید یک هدف، دستورکار و یک مدیر ماهر داشته باشد که کمک کند جلسه از هدف اصلی خود دور نشده و روی همان متمرکز بماند. در جلسات بیهوده و ضعیف شرکت نکنید—فقط خلاصه آن را از دیگران بگیرید.

7. محدود کردن جاه‌طلبی‌هایتان.
افراد موفق باور شگرفی به خود دارند و جاه‌طلب هستند و استانداردهای بالایی برای زندگی خود در نظر می‌گیرند. آیا شما خودتان را پایین می‌کشید؟ اعتمادبه‌نفستان را از دست داده‌اید؟ از اول شروع کنید. برای خودتان اهداف بلندپروازانه تعیین کنید. مهارت‌ها، استعدادها و دستاوردهایتان را به خود یادآور شوید و هر روز به خودتان انگیزه بدهید.

اگر بتوانید از فعالیت‌های بی‌ارزش و منفی که انجام می‌دهید دست بکشید، خود را به موفقیت نزدیک‌تر خواهید کرد. از انجام کارهایی که می‌دانید فقط وقتتان را تلف می‌کند خودداری کنید و شروع به ساخت موفقیتتان کنید.

منبع: مردمان


8 روش برای متوقف کردن دعوای بچه‌ها
91/02/18


بچه‌ها با هم دعوا می‌کنند. به همین سادگی. این رفتار کاملاً عادی است. بچه‌ها به دلایل مختلفی با هم دعوا می‌کنند؛ والدین معمولاً نمی‌دانند چه زمان باید اجازه بدهند دعوای آنها روند عادی خودش را طی کند و چه زمان باید دخالت کرده و وارد عمل شوند. بچه‌ها ممکن است به احمقانه‌‌ترین دلایلی که واقعاً غیرمنطقی به نظر می‌رسند با هم دعوا کنند—دلایلی که ممکن است حتی برای والدین خنده‌دار باشد—اما به نظر بچه‌ها دلایل خوبی برای دوست شدن یا دعوا کردن با همدیگر است. خواهر و برادرها ممکن است بخطر ظاهری‌ترین مسائل با هم دعوا کنند: مثل اینکه کجا بنشینند، کی به کی دست می‌زنه، پدر کدامیک را بیشتر دوست داره... به نظرتان آشنا می‌رسد؟ بله چون دعوای بچه‌ها رفتاری است که بخضی از بزرگ شدن آنهاست. اما کارهایی هست که والدین می‌توانند برای به حداقل رساندن دعوای بچه‌ها انجام دهند.

1. دعوای بچه‌ها را نادیده بگیرید. البته این توصیه باید با این احتیاط همراه باشد که در دعوای آنها با هیچ آسیبی (جسمی، احساسی یا فکری) همراه نباشد. در این موارد حتماً باید مداخله کنید. اما بیشتر دعواهای بچه‌ها فقط کل‌کل و مشاجره عادی است و مداخله والدین فقط حل کردن مشکل توسط خود بچه‌ها و آشتی کردنشان را کندتر می‌کند. خیلی وقت‌ها دعوا کردن راهی برای بچه‌ها برای جلب توجه است و برای بعضی از آنها، توجه منفی از توجه نکردن بهتر است. اگر والدین دعوای آنها را نادیده بگیرند و اجازه ندهند آن به مرکز خانه تبدیل شود، آنها دیگر دلیلی برای دعوا کردن نخواهند داشت. مادری بود که یکی از اتاق‌های خانه را اتاق دعوا نامیده بود و هروقت بچه‌ها می‌خواستند دعوا کنند او از آنها می‌خواست که به آن اتاق بروند و تازمانیکه مشکلشان را حل نکرده‌اند از اتاق بیرون نیایند. تنها دلیلش هم این بود که دوست نداشت سروصدا و مشاجره بشنود.

2. در برخورد با رفتارها و دعوای بچه‌ها، حفظ برابری دو طرف ضروری است. یکی از دام‌هایی که ممکن است والدین در آن گرفتار شوند این است که تلاش کنند بفهمند چه کسی دعوا را شروع کرده است، و کی چه گفته است و بعد چه چیز باعث بدتر شدن دعوا شده است. جانب‌گیری کردن یا تعیین مجازات‌های متفاوت زمینه را برای برچسب قربانی و قلدر زدن فراهم می‌کند. در اکثر موارد، مجازات بچه‌ها باید یکسان باشد: بدون هیچ استثنا. هدف باید این باشد که میل به برد و باخت را در دعواهای بچه‌ها از بین ببرید.

3. به بچه‌ها راه‌هایی آموزش دهید که با آرامش و همکاری برای مشکلاتشان راه‌حل پیدا کنند. حتی بچه‌های خیلی کوچک مسائل ابتدایی عدالت و جنگ نکردن را درک می‌کنند. درمورد دعوا کردن و راه‌های دیگر برای حل مشکلات با فرزندانتان صحبت کنید. همیشه قوانینی برای کارهایی که برای حل مشکلاتشان می‌توانند بکنند و نمی‌توانند بکنند تعیین کنید )مثلاً داد کشیدن، گریه کردن، زد و خورد). از آنها بخواهید ایده‌های خود را مطرح کنند و بعد امتحانشان کنند. ممکن است از راهکارهایی که پیشنهاد می‌کنند متعجب شوید ولی آنها خودشان خوب می‌دانند که چه چیزی برایشان موثرتر است. بچه‌های یک خانواده همیشه سر اینکه شب چه فیلمی تماشا کنند دعوا داشتند. والدین گفتند که دخالتی در این قضیه نمی‌کنند اما هر فیلمی که هر دو بچه‌ها تمایلی به دیدن آن نداشتند را در لیست "ندیدنی‌ها" قرار می‌دادند. اگر بچه‌ها همه فیلم‌هایی که پیشنهاد می‌شد را رد می‌کردند، آنوقت آن شب بدون دیدن فیلم باید می‌خوابیدند. بعد از اینکه این اتفاق یکبار افتاد، خواهر و برادر تمایل بیشتری برای توافق کردن سر یک فیلم پیدا کردند.

4. وقتی بچه‌ها با هم کنار می‌آیند، آنها را تشویق کنید. تحسین و تمجید کمک بسیار زیادی به ایجاد رفتارهای مثبت در بچه‌ها دارد. رمز کار این است که دعوای آنها را نادیده گرفته و وقتی درست رفتار می‌کنند به آنها توجه کنید. بچه‌ها خیلی زود متوجه این موضوع می‌شوند.

5. الگوی خوبی باشید. وقتی خودتان مدام با هم دعوا کنید، نمی‌توانید انتظار داشته باشید که بچه‌هایتان اصلاً با هم دعوا نکرده و خوشرفتاری کنند. والدین باید الگوی بچه‌ها در طریقه برخورد و رفتار با هم باشند.

6. در زمان‌های فشار هم آرامش خود را حفظ کنید. بچه‌ها با دقت می‌بینند که والدینشان چطور در زمان عصبانیت، مخالفت با چیزی یا بررسی مشکلات رفتار می‌کنند. در زمان‌هایی که تحت فشار هستید هم خوددار باشید و خونسردیتان را حفظ کنید تا الگوی خوبی برای فرزندانتان باشید. اگر بچه‌ها اینقدری بزرگ هستند که درک کنند، می‌توانید با آنها درمورد احساسی که در زمان عصبانیت در بعضی موقعیت‌ها دارند با آنها حرف بزنید. از بچه‌ها بخواهید که نمایشی بازی کنند که مثلاً عصبانی هستند و از آنها بخواهید ببینند به جز دعوا کردن و داد کشیدن چه رفتارهای دیگری می‌توانند از خود نشان دهند.

7. بچه‌ها به دلایل مختلفی با هم دعوا می‌کنند و واکنش والدین به آنها در زمانیکه باید مداخله کنند به شکل دادن وضعیت دعوا کردن آنها در آینده کمک می‌کند. اگر والدین داد بزنند، دست‌پاچه شوند یا عصبانی شوند و از الفاظ زشت استفاده کنند، نتیجه این خواهد شد که آن رفتار آزاردهنده در دعواهای بچه‌ها دوباره تکرار خواهد شد.

8. سعی کنید موقعیت‌های دعوا کردن را از بین برده یا به حداقل برسانید. همه دلایل دعوا کردن بچه‌ها را پیدا کنید و تلاش کنید آن دلایل را از میان بردارید. اگر هر شب سر اینکه چه کسی روی چه صندلی بنشیند دعوا می‌کنند، سعی کنید برای آنها سر میز جا مشخص کنید و بعد اگر لازم بود به صورت چرخشی جایشان را عوض کنید. آیا سر رنگ‌ چیزهای مختلف دعوا می‌کنند؟ برای آنها رنگ ها‌ی مشابه بخرید. اگر سر اندازه تکه پیتزا یا دسری که به آنها داده‌اید این دعوا دارند، قانون بگذارید که کسی که به تکه کردن غذا کمک می‌کند می‌تواند خودش تکه موردعلاقه خودش را انتخاب کند. باید بدانید که چه زمان فرزندانتان در بدترین حالت خود هستند، مثلاً کی خسته یا گرسنه هستند یا روز بدی را پشت سر گذاشته‌اند، و تا جایی که ممکن است موقعیت دعوای آنها را از بین ببرید. بچه‌ها باید بدانند که آنها را به یک اندازه دوست دارید و صرفنظر از رفتارشان، به یک اندازه خاص هستند. گاهی‌اوقات یک آغوش و یک بوسه تنها چیزی است که فرزندتان به آن نیاز دارد.

منبع: مردمان

صفحه : 1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   20  
Edge
Logo

عضویت در سایت |

جهت عضویت در سایت، ابتدا فرم عضويت را تکمیل نموده، سپس Login نمائید...
نام كاربري :
رمز عبور : 
News & Events

خنده، پلی به سوی تندرستی (91/02/31)
خنده مسری است! خنده از هر سرفه یا عطسه‌ای سریع‌تر منتشر می‌شود. خندیدن باعث افزایش...

33 سالگی، سن خوشبختی (91/02/31)
سلامت نیوز: آیا باید 33 ساله بود تا واقعا احساس خوشبختی كرد؟ یك تحقیق چنین چیز...

نگرانی، عامل تشدید سندروم روده تحریک پذیر در ۷ میلیون ایرانی است (91/02/30)
سلامت نیوز : فرهاد واحدی در گفت‌و‌گو با فارس در مورد سندرم روده تحریک پذیر و علائم آ...


 [ادامه]

 
خبرنامه کلینیک
جهت دریافت جدیدترین اطلاعات، با وارد کردن ایمیل خود عضو خبرنامه کلینیک شوید...